|
دوست داشتم ترانه ای شش و هشت برایت می سرودم به ظرافت راه رفتنت یا هایکویی به وسعت چشمانت و یا غزلی عاشقانه سرخ چون لبانت اما افسوس مرا تنها یارای گفتن کرسی شعر است و بس کرسی شعرهایی به............ پ ن۱ : استغفرالله پ ن ۲ : گفتنی ها کم نیست من و تو کم خوردیم مخصوصا" تو! + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 17:42 توسط آبستنیوس |
|