|
بهشت براي من نه جنات تجري من تحت الانهاره نه مكاني پر از حوري و مخلفات بهشت براي من يه جادّه ي بي انتهاست كه بين آسمون خراشهاي سر به فلك كشيده محصوره يه جاده كه لبه هاي جدولش سالم سالمند و از زمين حداقّل شونزده سانت ارتفاع داره. دمای هواش هیچ وقت از دو درجه زیر صفر بالاتر نمی ره آسمونش هم نه آبيه نه آفتابي. خاكستريه همیشه ی خدا هم سه نصف شبه. آسمونش پُره از ابرهاي وحشي با رعد و برقهاي وحشت ناک و بارون سیل آسا . ولی از اونجایی که بهشته و من هر چی دلم بخواد هست وسط آسمون جلوتر از ابرها ماه کامل وایساده توی بهشت به غیر از من که هدفون به گوش از رو لبه ی جدول و پشت به دوربین و رو به انتهای جادّه دارم راه می رم ( دوربین کجاست؟؟ به شما چه ؟؟. بهشت خودمه . دوست دارم اینجوری تصوّرش کنم ) و تک و توک ماشینهایی که با سرعت بالای صد تا رو به دوربین دارن می گذرن هیچی نیست. پ ن ۱ : یه چی تو مایه های استوری بُرد فیلمهای نوآر با همون حجم از هراس و وهم و البته سیاه و سفید پ ن ۲ : منم دقیقا معنای استوری برد و نوآر رو نمی دونم.سخت نگیرید + نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 17:7 توسط آبستنیوس |
|