|
سوال :چرا كودكان تا حدود دوسالگي قادر به تكلم نمي باشند؟ پاسخ : خواست خداوند از براي حفظ موقعيت خويش و ساير دلايل اثبات با استفاده از برهان خلف : فرضا اگر نوزاد پنج روزه لب به سخن مي گشود و از خاطرات بهار پارسالش که دسته جمعی و همراه با عزي و جبي و الي و هوشنگ و ساير دوستان* در سفر زیارتی می گفت علاوه بر خراب کردن بخش اعظمی از هیجان انگیزیت زندگی باعث برملاشدن بسی اسرار و حلاج شدن و بر دار رفتن هر نوزاد تازه به دنیا رسیده ای می شد. بعد از دوسالگي هم اين قدر ذهن كودك را با چيزهايي كه نبايد مخدوش مي كنند كه كلا همه چيز جيز مي شود و كم كم فراموش. لازم به ذكر مي باشد كه خداوند با استفاده از اين حربه از ابتداي خلقت تا كنون توانسه مكان و موقعيت و كلا همه چيز خود را پنهان نگه دارد. * : فرشتگان مقرب و غير مقرب همراه با حضرتش پ ن : اين يكي از عقايد حقير در دوران طفوليت و قبل از هفت هشت سالگي بود كه تا چند سالگي من بدانها شديدا معتقد بودم و شايد باشم حتي + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 9:48 توسط آبستنیوس |
من گشادم...بسی زیاد دنیا تنگ است ...بسی بیشتر من چشم خواهری هم به دنیا نظر ندارم چه برسد به هم سری من گشادم آن قدر که کل دنیا و داداش ها و ابوی و هفت جد و آبادشان هم در من گم اند گمشون کردم یعنی....فک کنم من گشادم ولی دنیا و برادران باز هم چشم ....ی به من نظر دارند حتی سوال الحاقی : دنیا در من در دنیا در برادران دنیا در من در دنیا در من در کل( شاید هم کلا)
این فشار از کجا می باشد آیا ؟؟
پ ن : این روزها همه به طور اصولی در حال ریشه یابی مشکلاتشان می باشند
شما چه طور؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 17:41 توسط آبستنیوس |
از بس همه چیز رو به تخم ام/ات دایورت کردم/ی زندگی ام/ات تخمی شده ....بد جور پ ن ۱ : به تخم ام/ ات پ ن ۲ : بدجور.......حتی بیشتر + نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 12:32 توسط آبستنیوس |
|