|
۱. نود و هشت ممیز هفت دهم در صد از اعمالِ نود وشش ممیز سی و هفت صدم در صد از افراد زنده تنها عکس العمل می باشد ۲ . تنها کسانی می تونند ادعای زندگی کردن کنند که اون یک و سه دهم در صد باقی مونده رو به بالای هژده ممیز چهل و هشت صدم در صد برسونند ۳کانس اول و آخر : دوربین از بالا .....قایق شناور....یک نفر لم داده به چوب بادبان و می خونه: " سیکو سیتا حالانتو خابی گیمی سارانتو" زیر نویس فارسی : قسمت بود. قسمت نبود. صلاح در اینه. خدا خواست. خدا نخواست.... دوربین رو به بالا می آد دو تا پارو در ده متری قایق شناورند دوربین بالاتر می آد . قایق داره به سمت یه آبشار می ره . قایق داره می ره هی دوربین بالاتر می آد از جو و منظومه و اینها رد می شه و فقط یه نقطه رو نشون می ده صدای خدا شنیده می شه که : ♀◙♀◙┘☼►↕◄‼§♀! در خلال آن فرمایشات یه صدای شپلق هم شنیده می شه از دور البته. زیر نویس فارسی : ( متاسفانه به علت مثبت هژده بودن فحش ها و رد شدن خانواده از این محل از ارائه ی ترجمه معذوریم. اون صدای شپلق هم زیرنویس نداره که) تصویر قطع می شه و عکس گل و بلبل در حال پخشه همراه با موزیک بی کلام + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 12:59 توسط آبستنیوس |
بهشت براي من نه جنات تجري من تحت الانهاره نه مكاني پر از حوري و مخلفات بهشت براي من يه جادّه ي بي انتهاست كه بين آسمون خراشهاي سر به فلك كشيده محصوره يه جاده كه لبه هاي جدولش سالم سالمند و از زمين حداقّل شونزده سانت ارتفاع داره. دمای هواش هیچ وقت از دو درجه زیر صفر بالاتر نمی ره آسمونش هم نه آبيه نه آفتابي. خاكستريه همیشه ی خدا هم سه نصف شبه. آسمونش پُره از ابرهاي وحشي با رعد و برقهاي وحشت ناک و بارون سیل آسا . ولی از اونجایی که بهشته و من هر چی دلم بخواد هست وسط آسمون جلوتر از ابرها ماه کامل وایساده توی بهشت به غیر از من که هدفون به گوش از رو لبه ی جدول و پشت به دوربین و رو به انتهای جادّه دارم راه می رم ( دوربین کجاست؟؟ به شما چه ؟؟. بهشت خودمه . دوست دارم اینجوری تصوّرش کنم ) و تک و توک ماشینهایی که با سرعت بالای صد تا رو به دوربین دارن می گذرن هیچی نیست. پ ن ۱ : یه چی تو مایه های استوری بُرد فیلمهای نوآر با همون حجم از هراس و وهم و البته سیاه و سفید پ ن ۲ : منم دقیقا معنای استوری برد و نوآر رو نمی دونم.سخت نگیرید + نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 17:7 توسط آبستنیوس |
|