|
یه روز یکی دلش تنگ شد , با اونجاش!! عوضش کرد مشکلش از هر دو نظر خیلی خوشحال شد . تو همونجاش عروسی گرفت به علت تغییر کاربری ظرفیت نداشت سکته کرد مُرد. نتیجه گیری اخلاقی : کار خدا بی حکمت نیست. + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 18:32 توسط آبستنیوس |
بزرگترين مانع در راه بزرگ شدن اين تصور احمقانه است كه فك كني بزرگ شدي و من با توجه به اين اصل هر روز بزرگ و بزرگتر مي شم!!!! + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 11:17 توسط آبستنیوس |
سه قطره خون : قطره ی سوم کیو کیو............. شپلق............ چیلیک ..........چیلیک ........چیلیک.. صدای پس زمینه : دیلالام دیلا لینگ دونگ ( این صدای سه تاره مثلا ) شرح و تفسیر : خداییش تا حالا پست به این پست مدرنی دیده بودید؟؟؟ لامصب از هر زاویه ای می شه یه برداشت راجع بهش داشت. این نظریه ی مرگ مولف که می گن همینه ها!!!!. تازه تونسته هویت ایرانیش هم حفظ کنه توضیح ضروری : اول برای قطره سوم یه نقشه ی دیگه داشتم ولی بعد پشیمون شدم و عین آهو در گل ( به ضم گاف )برای به پایان رسوندن این پروژه ی عظیم گیر کردم . مجبور شدم پست مدرن شم!!!! + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 17:12 توسط آبستنیوس |
سه قطره خون : قطره ی دوم دیدگاه صادق هدایتی : در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و میتراشد دیدگاه پینوکیو ضاله ای : در زندگی تخمهایی هست که می توان همه ی زخمها را به آن ارجاع داد جمله ی قصار : حسین شکر بیگی : در زندگی چیزهای دیگری هم هست + نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 10:39 توسط آبستنیوس |
بعد از تحریر!!!=سه قطره خون : قطره ی اول " در زندگی زخمهایی هست که اگر نبود معلوم نبود جماعت وبلاگستان چه جوری همه چیز دانی ناامیدی و عشق صادق بودنشان را به رخ همدیگر می کشیدند " آبستنیوس ما ( ما یعنی من و تو یعنی من و هم نسلهای منورالفکر )برای فرار از خودمون دیگران مسوولیت و اصولا فرار حاضر به انجام هر کاری هستیم مخصوصا پوچ گرا شدن یا بهتره بگم پوچ گرا نشون دادن تازه این جوری می تونیم کلی جلوی جی اف یا احیانا بی افمون قمپز در کنیم و بادکنک شخصیتیمون رو بزرگتر هم نشون بدیم پ ن : همه مون این جوری ایم و همه مون به دیگران که این جوری اند گیر و فحش می دیم + نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386 18:10 توسط آبستنیوس |
|