|
چند روز پیش که با همشیره ی گرام بیرون رفته بودم حسی قدیمی رو بعد از مدتها دوباره تجربه کردم : غیرت یه خورده که راجع به این حس تفکر نمودم دیدم ما نسبت به کسایی غیرتی میشیم که اون رو مال خودمون می دونیم و هیچ حسی احمقانه و ظالمانه تر از این نیست که ما خودمون رو صاحب یه آدم دیگه بدونیم پ ن : خیلی لذت بخشه که نسبت به همه ی احساساتت تجدید نظر کنی + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 16:34 توسط آبستنیوس |
آدمها دو دسته اند : یا خودخواهند یا احمق احمقها رو که بیشتر از پنج دقیقه نمی تونم تحمل کنم معمولا رابطه ام با آدمهای خودخواه هم ختم به دعوا می شه نتیجه می گیریم : آه من چه قدر تنهایم و کسی من را نمی فهمد و از این چرت و پرتها پ ن ۱ : به قول شاعر : دوست دخترم تو باشی پ ن ۲ : بابا حالا ما یه چیزی گفتیم شما چرا سریع به خودتون گرفتین شما بازدیدکننده ی محترم آدم نیستید که . فرشته اید (مخصوصا اگه کامنت بزارید) + نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 10:43 توسط آبستنیوس |
|