استاد گرامی
با این نمره ای که شما دادین
بنده چاره ای جز share کردن عمه تون ندارم.
__ بچه ی خوبیه
فقط یه خرده اعتماد بنفس کاذبش کمه
در این همایش همچنین ، از خداوند منان به عنوان سوژه ی برتر مینیمال نویسی تقدیر شد
خداوندا
به من عفت و پاکدامنی عنایت فرما ، اما نه فعلاً
ما مشغول عزاداری بودیم که یهو یه جمعیت ده پونزده نفری از اغتشاش گرا
همراه با سوت و کف و حرکات موزون وارد خیابون شدند
بعد یکی از دافهاشون به سمت من حمله کرد و بعد از این که افتادم زمین اومد بالای سرم
و هی به اونجام لگد می زد ، بعد هم به امام حسین فحش خواهر مادر داد ،
من خواستم پاشم بزنمش که چون باتوم دستش بود نتونستم بلند شم
بعدش هم برگشت سمت بقیه ی منافقین.
من همینجا از مسوولین می خوام با این حرمت شکنها برخورد کنند و سران فتنه رو هرچه زودتر دستگیر کنند
"عاشورا به روایت یک لباس شخصی به سعی بیست و سی"
___ یه دی وی دی ســـوپــــــ.ــر گرفتم ، کمرشکن
15 ساعت فیلمه ، اون لپ تاپت و بیار با هم ببینیم
___ نمی خوام ، باز مث اون دفعه بی جنبه بازی در میاری
همون اول می گی آخرش چی می شه ، می ریـــنــی تو فیلم
___ تو اصلا Feat و می شناسی؟
کارش خیلی درسته
به همه ی زبونها می خونه ، تو همه سبکی آهنگ داره
با همه هم همکاری می کنه ، از ساسی مانکن بگیر تا حتی جـنـیـفـر لوپز
فقط نمی دونم چرا هیچوقت تنهایی نمی خونه
____ بس کن لامصب ، مگه تو مسلمون نیستی؟
مگه لــ.ـواط ، حرام نیست؟
____ بخواب بابا ، تو می خوای من و نهی از منکر کنی بچه سوسول؟
خودم همین دیروز عقد ت کردم
عشق یه اشتباه محاسباتیه همینجوری که می گوزی فک می کنی آخیش راحت شدم
ولی بعد می بینی ریدی تو شلوارت مرتبط : +
آدمها ، شوخی شوخی همدیگه رو می کنند
بچه ها ، جدی جدی به دنیا می آن
مشتری گرامي دسترسي به اين پست امکان پذير نمي باشد پ ن : مجبورم می فهمی؟ مجبورم !
خـــ.ـــدا که بره زیر سوال ، همه چیز از زیر سوال در می آد
بوی اَن دماغ
قوه ی قضاییه ،طی حکمی
سردسته ی اغتشاشگران را به روزانه ، هشت ساعت تماشای بیست و سی
و شبانه ، ده مرتبه نوشتن از روی سایت فرهاد جعفری محکوم کرد.
نه اس ام اس ها رو قطع می کرد نه سایتها رو فیلتر
آقای فرهاد جعفری سلام
من یکی از خوانندگان کافه پیانو بودم و تا قبل از خواندن مطالب وبلاگتان ، یکی از دوستداران شما.
من تا دوسه روز قبل از 22 خرداد به این که حضرتعالی بدون در نظرگرفتن منافع شخصی و از روی اعتقاد ، طرفدار رییس جمهور مردمی! شدید ایمان داشتم ولی با خواندن هر مطلب جدیدی از شما بیشتر و بیشتر به خودم و ایمانم و شما شک می کنم
واقعا مضحک است که برای اثبات این که اکثر افراد حامی موسوی فقط به خاطر منافع شخصی و نه ملی به موسوی رای میدهند ، گل گیسو را وارد ماجرا می کنید و می نویسید :
بیمقدمه ازم پرسید: چرا خارجییا بهخاطر کشورشون رای میدن، ما به خاطر خودمون (منافع شخص خودمان)؟!... که ازش پرسیدم چرا اینطور فکر میکند. که معلوم شد شنیده که کسانی به هم میگفتهاند «به موسوی رای بدهیم بهتر است. زمینها گران میشود»!
فکر کنم با نگاهی به قیمت زمین چهارسال پیش و مقایسه اش با قیمتهای الان ، خود گل گیسو هم می تواند بفهد که با سیاستهای فوق کارشناسی چه کسی می شود قیمت زمین ها رو دو سه برابر کرد .
وافعا شک برانگیز است که شمایی که تا قبل از انتخابات یکی از دلایل اصلی حمایتتان از معجزه ی هزار سوم را ، مبارزه با بیست و شش سال نظام ناعادلانه و افشای مفسدین اقتصادی و مبارزه های کوبنده ی حضرتش در راه برقراری عدالت اجتماعی معرفی می کردید ،روز بعد از اعلام نتایج می نویسید :
"بنابراین به مصلحت جمعی ماست که آقای احمدینژاد، دستکم در دور دوم ریاستجمهوریاش، نخواهد که نقش «قهرمان طبقات فرودست و محروم» را بهچنان طرزی بازی کند که مستلزم برخوردِ سخت با مصادیق رانتخواری باشد"
یا بعد از اعتراضات و کشته شدن هموطنانتان می نویسید :
در مورد «ریخته شدن خون جوانان بیگناه ایرانی» که در نامهتان بهش اشاره کردهاید، من نمیتوانم قضاوت کنم. چون نه به چشم دیده ام و نه در این چندروز، (تا این لحظه) حتا از رسانههای داخلی یا خارجی شنیدهام که کسی در جریان آشوبها کشته شده باشد»
باید ملت ، برای آگاه سازی شما ، بیایند مشهد و جلوی چشم شما باتوم و گلوله بخورند که باور کنید عده ای هم مرده اند ، ، آقای جعفری ، در دنیای وب علاوه بر سایت گوگل ؛ که هر روز اسم خودتان را در آن سرچ می کنید و مجموعه نوشته های ملت را در خصوص کافه پیانو پیدا می کنید و بعد در وبلاگ وزینتان کپی پیست می کنید ، چند سایت دیگر هم هست ، مثل یوتیوب ( که با عنایات دولت عدالت گستر، جدیدا" غیرقابل دسترس شده) آنجا می شود خیلی چیزها را "با چشم" دید .
شما از کی تا این حد به رسانه و مسوولان کشوری اعتماد پیدا کردید که فقط بعد از اعلام رسمی مرتضی تمدن ، رییس شورای تامین تهران ، مبنی بر کشته شدن "عده ای که قصد حمله به مراکز نظامی را داشته اند" می نویسید :
باید بگویم نمیفهمم چرا معترضان، باید به اماکن نظامی حمله کنند؟ مگر این که قصد شوریدن بر تمامیت نظام سیاسی داشته باشند. که در آن صورت، بحث اساساً از شکل عادی و مسالمتآمیزش خارج میشود.
فایل ویدیویی همان عده ی مسلح و تیراندازی بسیجیان در سایت یوتیوب هست ، آنجا می توانید ببینید که ملت مسلح که قصد تسخیر اماکن نظامی را دارند ، این قدر احمقند که به جای استفاده از اسلحه هاشان ، شعار می دهند و سنگ پرت می کنند ، تازه ، همه ی اینکارها را هم بعد از شلیک تیرهوایی توسط بسیجیان جان برکف انجام می دهند ، این احمقها حتی بعد از گلوله خوردن هم حاضر به استفاده از اسلحه نمی شوند
جناب جعفری
خیلی جالب است که شما کسی را اینگونه معرفی می کنید:
«سرتاسر وجودش، از عشق به میهن و مردمش میسوزد و نمونهی منحصربهفردی از صداقت و شرافت در میان دولتمردان حاکم است»
که آوازه ی صداقتش گوش جهانیان را پر کرده و در مورد عشق به مردم و شرافتش همین بس که صدها هزار از معترضان به نتیجه ی انتخابات را " خار و خاشاک" می نامد و تنها برای نمایش قدرت و دهن کجی به حداقل چهارده میلیون ایرانی ، نماد معترضان(شال سبز ) را به گردن می اندازد و خود را سید می نامد
آقای جعفری ؛ موارد جالب زیادی مانده ، ولی جداً ، شما به روح اعتقاد دارید؟
نظر به استقبال بی نظیر ملت همیشه در صحنه و در راستای افزایش ضریب خجستگی جامعه
و تخلیه ی هیجانات اضافی با برگزاری کارناوالهای شبانه / روزانه ی رنگین ،
وزارت کشور ، زمان انتخابات را دو ماه تمدید نمود
از دیگر دستاوردهای این انتخابات می توان به اضافه شدن واژه ی "پوپولیست"
به گنجینه فحش های روشنفکرمآبانه اشاره کرد
طبق روال (دوهزار و پونصد +) سی ساله ، قراره شما و دوستانتون رو مورد تجاوز واقع بدند
ولی در راستای تکریم ارباب رجوع و احترام به شعور مخاطب ،
شما حق دارید یکی از دو وسیله ی زیر رو با اکثریت آرا انتخاب کنید:
1 . آلت مبارک خری جوان با قوای جنــــســـی ای تکان دهنده همراه با سیم خاردار اضافه
2 . آلت نحیف انسانی تقریباً شعورمند ( که اینم دل داره خب) ،
همراه با روغن های مناسب برای کاهش آلام.
حالا شما می تونید در اعتراض به این اعمال غیر انسانی
اصلن این رفراندوم رو به کفشتون هم نگیرید
و به مبارزه ی کوبنده و خاموشتون ادامه بدید
و البته به زودی طعم سیم خاردار اضافه رو بچشید
یا برای سلامت سیستم گوارشی و کاهش استهلاک ماتـــــحت مبارک ،
به گزینه ی دوم رای بدید.
جمله ی قصار مربوطه : اصلاً این قدر رای ندید که رای دونیتون پاره شه.وارسته : انسانی که بر خلاف سایرین ، غورهای فلسفی و گنده گــوزیهایش را در تنهایی
و گــوزهایش را در جمع می نماید
"رفیقم یه بی خـــدای حسابی بود. می دونی .
با هم داشتیم از کنار یه بی خانمان رد می شدیم
دوستم رفت کنارش و یه چک صد دلاری در آورد و ازش پرسید : تو به خــــدا اعتقاد داری؟
یارو یه نگاه به پول انداخت ، یه نگاه به دوستم و گفت : آره
دوستم چک رو بهش داد و گفت : این یه هدیه از طرف خـــداست."
(با تصرف و تلخیص/ تخلیص!)مشتری گرامي
دسترسي به اين پست امکان پذير نمي باشد
پ ن : مجبورم
می فهمی؟
مجبورم !
باز هم بازی
و این بار : قوانین مهم زندگی خود را بنویسید.
البته حقیر ، قبلا در مبحثی دیگر به این مهم پرداخته بودم
که در اینجا برای تاکید بیشتر دوباره آنها را می نمایم
اصول زندگی:
۱. به هیچ اصلی پایبند نباش
۲.همه چیز نسبی می باشد
۳.هر چه قدر بیشتر به درد اهمیت بدی ، بیشتر آزارت می ده
۴. دوست یعنی موجودی که بشه تحملش کرد
۵.اصولا" برای شرایط مزخرف فعلیت ، هیچ کس غیر از خودت
مقصر نیست ،مخصوصاْ خدا
۶.وقتی که درحال مورد تجاوز واقع شدن می باشی و راه فرار/مقاومت/مبارزه ای نداری
به جای چس ناله نمودن ، سعی کن ازش لذت ببری
نتیجه گیری اخلاقی : همه ی اصول ، شرح و تفصیل عبارت فاخر "به تخمم" می باشند
پ ن : با تشکر از دعوت یله
مــقـــدس سالروز ِ زنــاي محصنه/محسنه ي عمو نوروز و تجاوز حضرتش به ننه سرما
بر شما و خانواده ي محترمتان باشد
کـــُـــره خر را می نگریست
با حسرت
قاطر پیر
مساله اصلی اینه که همه مون در حال ِ ابراز وجود و لاس/مخ زدنیم. حالا بعضی ها که هنوز نفهمیدند یا براشون مهم نیست که چه جوری منورالفکر و باکلاس جلوه کنند با نشون دادن پروپاچه و قابلیتهای خدادادی و به کاربردن عبارات ِ "عجیجم" و "جیگمل" و "تو چه خوشملی" و اینها و یه عده ی دیگه که به این مهم دست یازیدند با گنده گـــوزی ِ خفن فلسفی و انجام بحث های بی سر وته در مورد تاثیر افکار ِ فراماکیاوالیسم ِ میشل فوکو در سکانس هِشتاد و هفتم ِ آخرین فیلم ِ آرنوسکی مثلا" یا گیر دادن به جماعت اول! به هر حال ته تهش همه مون در حال ِ ابراز وجود و لاس/مخ زدنیم پ ن : البته حالا مساله ای هم نیست راستی تو کتاب " واکاوی شخصیتی عمه ی دریدا در دوران مدرن " رو خوندی؟
جهت copy/paste
نمودن متن زیر در کامنتدانی ِ ملت نیازمندیم :
مشتری گرامي
دسترسي به اين پست امکان پذير نمي باشد
پ ن : مجبورم
می فهمی؟
مجبورم !
چیز لق ٍگذشته
چیز ٍخوار آینده
وقتی که همیشه حالـــــی برای کردن وجود دارد"دردم از یار است و درمان نیز هم"
ولی دقت که می کنم می بینم بیشتر نقش مُسهِل رو ایفا می کنه تا مُسَکن.
پ ن : حتّی ویـــاگرا!